ارسال رایگان برای خرید بالای ۵۰۰ هزار تومان

کتاب شازده کوچولو (2 زبانه)

هنوز نظری ثبت نشده

کتاب شازده کوچولو (2 زبانه) به انگلیسی (The Little Prince) اثر آنتوان دو سنت اگزوپری (Antoine de Saint-Exupéry) ترجمۀ احمدرضا مختاری انتشارات کودک‌یار معرفی شازده کوچولو: شازده کوچولو اثری از آنتوان دو سنت اگزوپری است که به ماجراجویی‌های شخصیتی جذاب و دوست‌داشتنی که از یک شهاب‌سنگ سرگردان در فضا به کرۀ زمین سفر کرده است، می‌پردازد. شازده کوچولو اثر معروف و شناخته‌شده‌ای است و یکی از برجسته‌ترین آثار ادبیات کودکان به شمار می‌رود. البته بیشتر از کودکان، احتمالاً این بزرگسالان باشند که با پیام‌های نهفتۀ اگزوپری در این کتاب ارتباط برقرار کنند. اگزوپری در این اثر سعی می‌کند کلافگی خود از دنیای زمان خودش را با لحنی کودکانه نشان دهد و به شکلی منحصربه‌فرد انتقاداتش از سبک زندگی مردم را بیان کند. معرفی کامل شازده کوچولو: کتاب شازده کوچولو، اثر آنتوان دو سنت‌ اگزوپری، فراتر از یک داستان ساده برای کودکان، سفری فلسفی به اعماق روح انسانی است. داستان دربارۀ خلبانی است که در دل کویر با پسری کوچک از سیاره‌ای دیگر آشنا می‌شود. این ملاقات سرآغاز پرسش‌های عمیقی دربارۀ تنهایی، عشق، دوستی و پوچی دنیای بزرگسالان است. شخصیت‌های نمادین کتاب، مانند «گل» که نماد عشق و مراقبت است یا «روباه» که راز اهلی شدن و مسئولیت‌پذیری را می‌آموزد، به خواننده یادآوری می‌کنند که تنها با قلب می‌توان درست دید. نسخۀ دو زبانۀ این کتاب فرصتی استثنایی را برای خوانندگان فراهم می‌کند تا در حین لذت بردن از ترجمۀ روان فارسی، با لحن شاعرانه و واژگان دقیق متن اصلی آشنا شوند. این شیوۀ مطالعه، به درک بهتر ظرافت‌های زبانی اثر کمک کرده و خواننده را به سفری میان دو فرهنگ و دو دنیای واژگانی می‌برد. این رویکرد، علاوه بر تقویت مهارت‌های زبانی، باعث می‌شود پیام‌های اخلاقی و انسانی کتاب، مانند ارزش زمان و اهمیت روابط انسانی، با عمق بیشتری در ذهن خواننده حک شود و او را به تفکر دربارۀ جهان پیرامونش وادارد. شازده کوچولو در نهایت به ما می‌آموزد که برای رسیدن به معنای حقیقی زندگی، باید نگاه کودکانه و جست‌وجوگر خود را حفظ کنیم. قسمت‌هایی از کتاب: «اگه یه نفر گلی رو دوست داشته باشه، اونم گلی که بین میلیون‌ها میلیون ستاره فقط یه دونه ازش شکوفه می‌کنه، اون‌قدر خوشحال میشه که یه دلیل واسه نگاه کردن به ستاره‌ها پیدا می‌کنه. اون می‌تونه پیش خودش بگه: “یه جایی، گل من اونجاست…”. ولی اگه یه گوسفند گل اون رو بخوره، توی یه لحظه همۀ ستاره‌ها براش تاریک میشن. و حالا تو فکر می‌کنی که این موضوع مهم نیست!» من در زندگی‌ام تنها بودم و هیچ‌کس نبود که بتوانم واقعاً با او صحبت کنم؛ تا اینکه شش سال پیش، هواپیمایم در صحرای بزرگ آفریقا دچار حادثه‌ای شد. من هیچ مسافر یا مکانیکی همراه خودم نداشتم و به همین خاطر تصمیم گرفتم که کار دشوار تعمیر هواپیما را به تنهایی انجام بدهم. واقعاً برایم مسئلۀ مرگ و زندگی بود، چون آب آشامیدنی خیلی کمی به همراه داشتم و این آب فقط برای یک هفتۀ من کافی بود. شب اول، بر روی ماسه‌های صحرا خوابیدم؛ درحالی‌که هزاران مایل از محل سکونت هر انسانی فاصله داشتم. در واقع، من از ملوانی که کشتی‌اش خراب شده و روی یک قایق نجات در میان اقیانوس سرگردان شده است هم تنهاتر بودم؛ به همین خاطر می‌توانید تصور کنید که وقتی هنگام طلوع آفتاب یک صدای عجیب و ظریف من را از خواب بیدار کرد، چقدر غافلگیر شده بودم. این صدا گفت: «لطفاً برام یه گوسفند بِکِش!» «چی!؟» «برام یه گوسفند بکش!» من که کاملاً شوکه شده بودم، خیلی سریع پریدم و روی پاهایم ایستادم. با قدرت پلک‌هایم را باز و بسته کردم و با دقت تمام دور و برم را نگاه کردم. تا اینکه آدم کوچولوی خارق‌العاده‌ای را دیدم که با جدیت تمام من را ورانداز می‌کرد. اینجا می‌توانید پرتره‌ای را که بعداً توانستم از او طراحی کنم، ببینید. البته نقاشی من به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند جذابیت واقعی او را به تصویر بکشد. سیارۀ پنجم خیلی عجیب‌غریب بود. این سیاره از همۀ سیاره‌های دیگر کوچک‌تر بود و آن‌قدر فضای کمی داشت که فقط یک تیر چراغ‌برق و یک چراغ‌افروز روی آن جا می‌شد. شازده کوچولو نمی‌توانست درک کند که جایی در میان آسمان‌ها و روی سیاره‌ای که هیچ‌کس در آن زندگی نمی‌کند و حتی خانه‌ای هم روی آن وجود ندارد، چه نیازی به یک تیر چراغ‌برق و یک چراغ‌افروز است. بااین‌وجود شازده کوچولو با خودش گفت: «شاید این مرد هم عجیب‌غریب باشه، ولی به‌اندازۀ پادشاه، مرد ازخودراضی، تاجر و فرد دائم‌الخمر که عجیب‌غریب نیست؛ چون کاری که انجام میده، حداقل یه معنایی داره. همین که با اون تیر چراغ‌برق خیابون رو روشن می‌کنه، مثل اینه که به یه ستاره یا گل جدید زندگی می‌بخشه. وقتی هم که چراغ رو خاموش می‌کنه، همون گل یا ستاره رو می‌خوابونه. این شغل خیلی قشنگیه و از اونجایی هم که قشنگه، مفید هم هست.» پس شازده کوچولو وقتی به این سیاره رسید، با احترام به چراغ‌افروز سلام کرد. دربارۀ نویسنده، آنتوان دو سنت اگزوپری: آنتوان دوسنت‌اگزوپری، نویسنده، شاعر و خلبان شجاع فرانسوی، شخصیتی بود که در میان آسمان‌ها و صفحات کاغذ، معنای زندگی را می‌جست. او که تجربه‌های پرواز و دیدن جهان از فراز ابرها را در آثارش به تصویر می‌کشید، توانست با بیانی ساده و درعین‌حال عمیق، فلسفۀ زیستن را به زبانی جهانی ترجمه کند. دو سنت‌ اگزوپری که در نهایت در یکی از پروازهای شناسایی خود در جنگ جهانی دوم برای همیشه در آسمان‌ها ناپدید شد، با شازده کوچولو میراثی به‌ جا گذاشت که نه تنها قلب کودکان، بلکه قلب تمام بزرگسالانی را که هنوز کودکی درون‌شان زنده است، تسخیر کرده است. آنتوان دو سنت اگزوپری

۴۴۱٬۰۰۰تومان۶۳۰٬۰۰۰

۳۰٪ تخفیف
موجود در انبار
۱

ارسال رایگان برای سبد بالای ۵۰۰٬۰۰۰ تومان

هفت روز مهلت بازگشت، بدون پرسش

کتاب شازده کوچولو (2 زبانه) به انگلیسی (The Little Prince) اثر آنتوان دو سنت اگزوپری (Antoine de Saint-Exupéry) ترجمۀ احمدرضا مختاری انتشارات کودک‌یار

معرفی شازده کوچولو:

شازده کوچولو اثری از آنتوان دو سنت اگزوپری است که به ماجراجویی‌های شخصیتی جذاب و دوست‌داشتنی که از یک شهاب‌سنگ سرگردان در فضا به کرۀ زمین سفر کرده است، می‌پردازد. شازده کوچولو اثر معروف و شناخته‌شده‌ای است و یکی از برجسته‌ترین آثار ادبیات کودکان به شمار می‌رود. البته بیشتر از کودکان، احتمالاً این بزرگسالان باشند که با پیام‌های نهفتۀ اگزوپری در این کتاب ارتباط برقرار کنند. اگزوپری در این اثر سعی می‌کند کلافگی خود از دنیای زمان خودش را با لحنی کودکانه نشان دهد و به شکلی منحصربه‌فرد انتقاداتش از سبک زندگی مردم را بیان کند.

معرفی کامل شازده کوچولو:

کتاب شازده کوچولو، اثر آنتوان دو سنت‌ اگزوپری، فراتر از یک داستان ساده برای کودکان، سفری فلسفی به اعماق روح انسانی است.

داستان دربارۀ خلبانی است که در دل کویر با پسری کوچک از سیاره‌ای دیگر آشنا می‌شود. این ملاقات سرآغاز پرسش‌های عمیقی دربارۀ تنهایی، عشق، دوستی و پوچی دنیای بزرگسالان است. شخصیت‌های نمادین کتاب، مانند «گل» که نماد عشق و مراقبت است یا «روباه» که راز اهلی شدن و مسئولیت‌پذیری را می‌آموزد، به خواننده یادآوری می‌کنند که تنها با قلب می‌توان درست دید.

نسخۀ دو زبانۀ این کتاب فرصتی استثنایی را برای خوانندگان فراهم می‌کند تا در حین لذت بردن از ترجمۀ روان فارسی، با لحن شاعرانه و واژگان دقیق متن اصلی آشنا شوند. این شیوۀ مطالعه، به درک بهتر ظرافت‌های زبانی اثر کمک کرده و خواننده را به سفری میان دو فرهنگ و دو دنیای واژگانی می‌برد. این رویکرد، علاوه بر تقویت مهارت‌های زبانی، باعث می‌شود پیام‌های اخلاقی و انسانی کتاب، مانند ارزش زمان و اهمیت روابط انسانی، با عمق بیشتری در ذهن خواننده حک شود و او را به تفکر دربارۀ جهان پیرامونش وادارد.

شازده کوچولو در نهایت به ما می‌آموزد که برای رسیدن به معنای حقیقی زندگی، باید نگاه کودکانه و جست‌وجوگر خود را حفظ کنیم.

قسمت‌هایی از کتاب:

  • «اگه یه نفر گلی رو دوست داشته باشه، اونم گلی که بین میلیون‌ها میلیون ستاره فقط یه دونه ازش شکوفه می‌کنه، اون‌قدر خوشحال میشه که یه دلیل واسه نگاه کردن به ستاره‌ها پیدا می‌کنه. اون می‌تونه پیش خودش بگه: “یه جایی، گل من اونجاست…”. ولی اگه یه گوسفند گل اون رو بخوره، توی یه لحظه همۀ ستاره‌ها براش تاریک میشن. و حالا تو فکر می‌کنی که این موضوع مهم نیست!»

  • من در زندگی‌ام تنها بودم و هیچ‌کس نبود که بتوانم واقعاً با او صحبت کنم؛ تا اینکه شش سال پیش، هواپیمایم در صحرای بزرگ آفریقا دچار حادثه‌ای شد. من هیچ مسافر یا مکانیکی همراه خودم نداشتم و به همین خاطر تصمیم گرفتم که کار دشوار تعمیر هواپیما را به تنهایی انجام بدهم. واقعاً برایم مسئلۀ مرگ و زندگی بود، چون آب آشامیدنی خیلی کمی به همراه داشتم و این آب فقط برای یک هفتۀ من کافی بود. شب اول، بر روی ماسه‌های صحرا خوابیدم؛ درحالی‌که هزاران مایل از محل سکونت هر انسانی فاصله داشتم. در واقع، من از ملوانی که کشتی‌اش خراب شده و روی یک قایق نجات در میان اقیانوس سرگردان شده است هم تنهاتر بودم؛ به همین خاطر می‌توانید تصور کنید که وقتی هنگام طلوع آفتاب یک صدای عجیب و ظریف من را از خواب بیدار کرد، چقدر غافلگیر شده بودم. این صدا گفت:
    «لطفاً برام یه گوسفند بِکِش!»
    «چی!؟»
    «برام یه گوسفند بکش!»
    من که کاملاً شوکه شده بودم، خیلی سریع پریدم و روی پاهایم ایستادم. با قدرت پلک‌هایم را باز و بسته کردم و با دقت تمام دور و برم را نگاه کردم. تا اینکه آدم کوچولوی خارق‌العاده‌ای را دیدم که با جدیت تمام من را ورانداز می‌کرد. اینجا می‌توانید پرتره‌ای را که بعداً توانستم از او طراحی کنم، ببینید. البته نقاشی من به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند جذابیت واقعی او را به تصویر بکشد.

  • سیارۀ پنجم خیلی عجیب‌غریب بود. این سیاره از همۀ سیاره‌های دیگر کوچک‌تر بود و آن‌قدر فضای کمی داشت که فقط یک تیر چراغ‌برق و یک چراغ‌افروز روی آن جا می‌شد. شازده کوچولو نمی‌توانست درک کند که جایی در میان آسمان‌ها و روی سیاره‌ای که هیچ‌کس در آن زندگی نمی‌کند و حتی خانه‌ای هم روی آن وجود ندارد، چه نیازی به یک تیر چراغ‌برق و یک چراغ‌افروز است. بااین‌وجود شازده کوچولو با خودش گفت:
    «شاید این مرد هم عجیب‌غریب باشه، ولی به‌اندازۀ پادشاه، مرد ازخودراضی، تاجر و فرد دائم‌الخمر که عجیب‌غریب نیست؛ چون کاری که انجام میده، حداقل یه معنایی داره. همین که با اون تیر چراغ‌برق خیابون رو روشن می‌کنه، مثل اینه که به یه ستاره یا گل جدید زندگی می‌بخشه. وقتی هم که چراغ رو خاموش می‌کنه، همون گل یا ستاره رو می‌خوابونه. این شغل خیلی قشنگیه و از اونجایی هم که قشنگه، مفید هم هست.»
    پس شازده کوچولو وقتی به این سیاره رسید، با احترام به چراغ‌افروز سلام کرد.

دربارۀ نویسنده، آنتوان دو سنت اگزوپری:

آنتوان دوسنت‌اگزوپری، نویسنده، شاعر و خلبان شجاع فرانسوی، شخصیتی بود که در میان آسمان‌ها و صفحات کاغذ، معنای زندگی را می‌جست. او که تجربه‌های پرواز و دیدن جهان از فراز ابرها را در آثارش به تصویر می‌کشید، توانست با بیانی ساده و درعین‌حال عمیق، فلسفۀ زیستن را به زبانی جهانی ترجمه کند. دو سنت‌ اگزوپری که در نهایت در یکی از پروازهای شناسایی خود در جنگ جهانی دوم برای همیشه در آسمان‌ها ناپدید شد، با شازده کوچولو میراثی به‌ جا گذاشت که نه تنها قلب کودکان، بلکه قلب تمام بزرگسالانی را که هنوز کودکی درون‌شان زنده است، تسخیر کرده است.

آنتوان دو سنت اگزوپری