

کتاب داستانهای کوتاه 2 زبانه از آنتون چخوف
کتاب داستانهای کوتاه 2 زبانه از آنتون چخوف به انگلیسی (The Greatest Short Stories of Anton Chekhov) اثر: آنتون چخوف (Anton Chekhov) ترجمۀ زهرا جیرانی انتشارات یوشیتا معرفی کتاب داستانهای کوتاه 2 زبانه از آنتون چخوف: با این کتاب، میتوانید زبان را در بستر ادبیات بیاموزید آثار چخوف، به خاطر ایجاز، دقت در انتخاب واژهها و لحن آرام اما عمیقش شناختهشده هستند. طنز تلخی که در آثار چخوف موج میزند، اغلب از تقابل میان آرزوهای بربادرفته و واقعیتهای سرد زندگی ناشی میشود. چخوف با ظرافتی کمنظیر، موقعیتهای بغرنج زندگی روزمره را در قالب داستانهایی کوتاه به تصویر میکشد. این کتاب برای کسانی که میخواهند زبان را در بستر ادبیات یاد بگیرند، بسیار مناسب است. شما میتوانید ضمن لذت بردن از متن، با واژگان، ساختارها و شیوۀ بیان طبیعیتری آشنا شوید و پلی میان دو زبان و دو شیوۀ نگرش به جهان باشید. علاوهبر این، میتوانید ببینید که چگونه یک جمله در دو زبان میتواند با ساختاری متفاوت، همان حس اصلی را منتقل کند. هر داستان در این کتاب بهگونهای طراحی شده است که فراتر از یک متن خواندنی ساده باشد و بهصورت هدفمند، به تقویت مهارتهای زبانی زبانآموز کمک کند. به همین منظور، هر داستان شامل بخشهای آموزشی مشخصی است که فرایند یادگیری را مرحلهبهمرحله هدایت میکنند. در ابتدای هر داستان، متن اصلی به زبان انگلیسی ارائه شده است و در کنار آن، ترجمۀ دقیق و روان فارسی قرار دارد تا بتوانید معنا، ساختار جملهها و کاربرد واژگان را بهصورت همزمان درک کنید. پس از متن داستان، خلاصهای کوتاه از محتوای داستان ارائه میشود که به شما کمک میکند درک کلی خود از روایت را مرور کرده و مطمئن شوید مسیر داستان را بهدرستی دنبال کرده است. در ادامه، پرسشهای درک مطلب طراحی شدهاند تا بتوانید میزان فهم خود از متن را ارزیابی کنید. این پرسشها توجه شما را به نکات اصلی داستان، جزئیات مهم و روابط میان رویدادها جلب میکنند و باعث میشوند خواندن متن فعالانهتر و عمیقتر انجام شود. ترکیب متن دوزبانه، خلاصهها و پرسشهای درک مطلب باعث میشود صرفاً خوانندۀ منفعل نباشید، بلکه در فرایند یادگیری مشارکت کنید، برداشت خود را بررسی کنید و با اعتمادبهنفس بیشتری به سراغ داستانهای بعدی بروید. قسمتی از کتاب: Soon after two o’clock one night, long ago, the cook, pale and agitated, rushed unexpectedly into my study and informed me that Madame Mimotih, the old woman who owned the house next door, was sitting in her kitchen. سالها پیش، نزدیک ساعت دو بعد از نیمهشب، آشپزم با چهرهای رنگپریده و آشفته ناگهان به سمت اتاق کارم هجوم آورد و به من اطلاع داد که خانم میموتی، پیرزنی که مالک خانۀ مجاور بود، در آشپزخانهاش نشسته است. “She begs you to go in to her, sir…” said the cook, panting. “Something bad has happened about her lodger… He has shot himself or hanged himself…” آشپز درحالیکه نفسنفس میزد، گفت: «او از شما خواهش میکند بروید پیشش، آقا… اتفاق بدی برای مستأجرش افتاده… یا خودش را با گلوله زده یا حلقآویز کرده…» “What can I do?” said I. “Let her go for the doctor or for the police!” گفتم: «من چهکار میتوانم بکنم؟ بگذار برود دنبال دکتر یا پلیس!» “How is she to look for a doctor! She can hardly breathe, and she has huddled under the stove, she is so frightened…. You had better go round, sir.” «چطور میتواند دنبال دکتر بگردد! او بهسختی نفس میکشد و آنقدر وحشتزده است که خودش را زیر اجاق پنهان کرده است. بهتر است خودتان بروید، قربان.» I put on my coat and hat and went to Madame Mimotih’s house. The gate towards which I directed my steps was open. After pausing beside it, uncertain what to do, I went into the yard without feeling for the porter’s bell. In the dark and dilapidated porch the door was not locked. I opened it and walked into the entry. Here there was not a glimmer of light, it was pitch dark, and, moreover, there was a marked smell of incense. Groping my way out of the entry I knocked my elbow against something made of iron, and in the darkness stumbled against a board of some sort which almost fell to the floor. At last the door covered with torn baize was found, and I went into a little hall. پالتو و کلاهم را پوشیدم و به خانۀ مادام میموتی رفتم. درِ حیاطی که بهسوی آن قدم برمیداشتم، باز بود. لحظهای کنار آن ایستادم؛ بیآنکه بدانم چه کنم و بدون آنکه دنبال زنگ دربان بگردم، وارد حیاط شدم. درِ ایوان تاریک و فرسوده قفل نبود. آن را باز کردم و داخل دالان شدم. در آنجا حتی کورسوی نوری هم دیده نمیشد؛ تاریکی مطلق بود و در فضا بوی تند عود پیچیده بود. درحالیکه کورمالکورمال مسیر را در تاریکی پیدا میکردم، آرنجم به چیزی آهنی خورد و پایم به تختهای برخورد که نزدیک بود روی زمین بیفتد. سرانجام درِ پوشیده از پارچۀ کتان پارهای را یافتم و وارد راهروی کوچکی شدم. دربارۀ نویسنده، آنتون چخوف: آنتون چخوف، استاد بیچونوچرای داستاننویسی کوتاه و نمایشنامهنویسی مدرن است که توانست با تمرکز بر جزئیات کوچک و گذرا، گویای بزرگترین دردهای انسانی باشد. برخلاف نویسندگان کلاسیک که به دنبال حماسهها و اتفاقات بزرگ بودند، چخوف در فضای آرام و گاه تلخ زندگی روزمره، ملال، تنهایی و ناتوانی انسان در برقراری ارتباط را به تصویر کشید. سبک او با حذف روایتهای پرزرقوبرق و تکیه بر نمایش معنا از طریق سکوت و اتفاقات گذرا، مسیر ادبیات واقعگرای مدرن را برای همیشه تغییر داد. آنتون چخوف فهرست مطالب کتاب: سخن مترجم ساختار آموزشی در این کتاب شرطبندی کارمند دولت در سلمانی پرسوجو یک آشوب یک کابوس داستانی بیانتها
۳۵۰٬۰۰۰تومان۵۰۰٬۰۰۰
ارسال رایگان برای سبد بالای ۵۰۰٬۰۰۰ تومان
هفت روز مهلت بازگشت، بدون پرسش
کتاب داستانهای کوتاه 2 زبانه از آنتون چخوف به انگلیسی (The Greatest Short Stories of Anton Chekhov) اثر: آنتون چخوف (Anton Chekhov) ترجمۀ زهرا جیرانی انتشارات یوشیتا
معرفی کتاب داستانهای کوتاه 2 زبانه از آنتون چخوف:
با این کتاب، میتوانید زبان را در بستر ادبیات بیاموزید
آثار چخوف، به خاطر ایجاز، دقت در انتخاب واژهها و لحن آرام اما عمیقش شناختهشده هستند. طنز تلخی که در آثار چخوف موج میزند، اغلب از تقابل میان آرزوهای بربادرفته و واقعیتهای سرد زندگی ناشی میشود. چخوف با ظرافتی کمنظیر، موقعیتهای بغرنج زندگی روزمره را در قالب داستانهایی کوتاه به تصویر میکشد.
این کتاب برای کسانی که میخواهند زبان را در بستر ادبیات یاد بگیرند، بسیار مناسب است. شما میتوانید ضمن لذت بردن از متن، با واژگان، ساختارها و شیوۀ بیان طبیعیتری آشنا شوید و پلی میان دو زبان و دو شیوۀ نگرش به جهان باشید. علاوهبر این، میتوانید ببینید که چگونه یک جمله در دو زبان میتواند با ساختاری متفاوت، همان حس اصلی را منتقل کند.
هر داستان در این کتاب بهگونهای طراحی شده است که فراتر از یک متن خواندنی ساده باشد و بهصورت هدفمند، به تقویت مهارتهای زبانی زبانآموز کمک کند. به همین منظور، هر داستان شامل بخشهای آموزشی مشخصی است که فرایند یادگیری را مرحلهبهمرحله هدایت میکنند.
در ابتدای هر داستان، متن اصلی به زبان انگلیسی ارائه شده است و در کنار آن، ترجمۀ دقیق و روان فارسی قرار دارد تا بتوانید معنا، ساختار جملهها و کاربرد واژگان را بهصورت همزمان درک کنید.
پس از متن داستان، خلاصهای کوتاه از محتوای داستان ارائه میشود که به شما کمک میکند درک کلی خود از روایت را مرور کرده و مطمئن شوید مسیر داستان را بهدرستی دنبال کرده است.
در ادامه، پرسشهای درک مطلب طراحی شدهاند تا بتوانید میزان فهم خود از متن را ارزیابی کنید. این پرسشها توجه شما را به نکات اصلی داستان، جزئیات مهم و روابط میان رویدادها جلب میکنند و باعث میشوند خواندن متن فعالانهتر و عمیقتر انجام شود.
ترکیب متن دوزبانه، خلاصهها و پرسشهای درک مطلب باعث میشود صرفاً خوانندۀ منفعل نباشید، بلکه در فرایند یادگیری مشارکت کنید، برداشت خود را بررسی کنید و با اعتمادبهنفس بیشتری به سراغ داستانهای بعدی بروید.
قسمتی از کتاب:
-
Soon after two o’clock one night, long ago, the cook, pale and agitated, rushed unexpectedly into my study and informed me that Madame Mimotih, the old woman who owned the house next door, was sitting in her kitchen.
سالها پیش، نزدیک ساعت دو بعد از نیمهشب، آشپزم با چهرهای رنگپریده و آشفته ناگهان به سمت اتاق کارم هجوم آورد و به من اطلاع داد که خانم میموتی، پیرزنی که مالک خانۀ مجاور بود، در آشپزخانهاش نشسته است. -
“She begs you to go in to her, sir…” said the cook, panting. “Something bad has happened about her lodger… He has shot himself or hanged himself…”
آشپز درحالیکه نفسنفس میزد، گفت: «او از شما خواهش میکند بروید پیشش، آقا… اتفاق بدی برای مستأجرش افتاده… یا خودش را با گلوله زده یا حلقآویز کرده…» -
“What can I do?” said I. “Let her go for the doctor or for the police!”
گفتم: «من چهکار میتوانم بکنم؟ بگذار برود دنبال دکتر یا پلیس!» -
“How is she to look for a doctor! She can hardly breathe, and she has huddled under the stove, she is so frightened…. You had better go round, sir.”
«چطور میتواند دنبال دکتر بگردد! او بهسختی نفس میکشد و آنقدر وحشتزده است که خودش را زیر اجاق پنهان کرده است. بهتر است خودتان بروید، قربان.» -
I put on my coat and hat and went to Madame Mimotih’s house. The gate towards which I directed my steps was open. After pausing beside it, uncertain what to do, I went into the yard without feeling for the porter’s bell. In the dark and dilapidated porch the door was not locked. I opened it and walked into the entry. Here there was not a glimmer of light, it was pitch dark, and, moreover, there was a marked smell of incense. Groping my way out of the entry I knocked my elbow against something made of iron, and in the darkness stumbled against a board of some sort which almost fell to the floor. At last the door covered with torn baize was found, and I went into a little hall.
پالتو و کلاهم را پوشیدم و به خانۀ مادام میموتی رفتم. درِ حیاطی که بهسوی آن قدم برمیداشتم، باز بود. لحظهای کنار آن ایستادم؛ بیآنکه بدانم چه کنم و بدون آنکه دنبال زنگ دربان بگردم، وارد حیاط شدم. درِ ایوان تاریک و فرسوده قفل نبود. آن را باز کردم و داخل دالان شدم. در آنجا حتی کورسوی نوری هم دیده نمیشد؛ تاریکی مطلق بود و در فضا بوی تند عود پیچیده بود. درحالیکه کورمالکورمال مسیر را در تاریکی پیدا میکردم، آرنجم به چیزی آهنی خورد و پایم به تختهای برخورد که نزدیک بود روی زمین بیفتد. سرانجام درِ پوشیده از پارچۀ کتان پارهای را یافتم و وارد راهروی کوچکی شدم.
دربارۀ نویسنده، آنتون چخوف:
آنتون چخوف، استاد بیچونوچرای داستاننویسی کوتاه و نمایشنامهنویسی مدرن است که توانست با تمرکز بر جزئیات کوچک و گذرا، گویای بزرگترین دردهای انسانی باشد. برخلاف نویسندگان کلاسیک که به دنبال حماسهها و اتفاقات بزرگ بودند، چخوف در فضای آرام و گاه تلخ زندگی روزمره، ملال، تنهایی و ناتوانی انسان در برقراری ارتباط را به تصویر کشید. سبک او با حذف روایتهای پرزرقوبرق و تکیه بر نمایش معنا از طریق سکوت و اتفاقات گذرا، مسیر ادبیات واقعگرای مدرن را برای همیشه تغییر داد.
آنتون چخوف
فهرست مطالب کتاب:
- سخن مترجم
- ساختار آموزشی در این کتاب
- شرطبندی
- کارمند دولت
- در سلمانی
- پرسوجو
- یک آشوب
- یک کابوس
- داستانی بیانتها












