

کتاب آیین زندگی
کتاب آیین زندگی (راز رهایی از نگرانیها و آفرینش یک زندگی پربار و بیهمتا) به انگلیسی (How to Stop Worrying and Start Living) اثر: دیل کارنگی (Dale Carnegie) ترجمۀ زهرا حسنی انتشارات یوشیتا معرفی کتاب آیین زندگی: آیین زندگی اثر ماندگار دیل کارنگی که برای دههها در صدر پرفروشترین کتابهای جهان قرار داشته، در حقیقت یک فلسفۀ عملی است. این کتاب، دعوتی است پرشور بهسوی رهایی؛ رهایی از غلوزنجیری که ما خودمان با دستان ذهنمان بافتهایم. کارنگی نمیخواهد شما را به فردی بیخیال تبدیل کند، بلکه میخواهد به فردی فعال و متمرکز بدل سازد که انرژی ذهنیاش را صرف نگرانیهای بیثمر نمیکند و آن را کاملاً و با تمامِ وجود، برای خلق لحظهای بهتر و ساختن آیندهای روشنتر به کار میگیرد. معرفی کامل آیین زندگی: کتابی که اکنون در دستان شماست، صرفاً یک راهنما برای مقابله با استرس یا اضطراب نیست. آیین زندگی اثر ماندگار دیل کارنگی که برای دههها در صدر پرفروشترین کتابهای جهان قرار داشته، در حقیقت یک فلسفۀ عملی است. این کتاب، دعوتیست پرشور بهسوی رهایی. رهایی از غلوزنجیری که ما خودمان با دستان ذهنمان بافتهایم. کارنگی نمیخواهد شما را به فردی بیخیال تبدیل کند، بلکه میخواهد شما را به فردی فعال و متمرکز بدل سازد که انرژی ذهنیاش را صرف نگرانیهای بیثمر نمیکند و آن را کاملاً و با تمامِ وجود، برای خلق لحظهای بهتر و ساختن آیندهای روشنتر به کار میگیرد. در جهانی که پیچیدگیهای فزاینده، شتاب دیوانهوار فناوری و انزوای روزافزون انسانها به بخشی جداییناپذیر از زندگی مدرن تبدیل شده است، آیین زندگی از دیل کارنگی، همچون چراغی فراروی نسلهایی است که در تلاش برای یافتن تعادلی پایدار میان موفقیت مادی و آرامش درونی هستند. این کتاب، که حاصل عمری پژوهش، مشاهده و تعامل مستقیم با هزاران انسان در موقعیتهای گوناگون است، فقط مجموعۀ دیگری از توصیههای سطحی انگیزشی نیست، بلکه نقشهای است کاربردی برای دریانوردی در اقیانوس پرتلاطم روابط انسانی، مدیریت ذهن و دستیابی به زندگیای که نهفقط موفق، که عمیقاً رضایتبخش باشد. کارنگی در عصری میزیست که جهان با تحولات شگرف صنعتی و اجتماعی روبهرو بود. او با بصیرتی بینظیر دریافت که بزرگترین چالش انسان عصر جدید، دیگر مبارزه با طبیعت یا کمبود منابع نیست، بلکه نبرد در عرصۀ ذهن و قلبهاست: ناتوانی در مدیریت اضطراب، شکست در ایجاد ارتباطات مؤثر و درماندگی در برابر احساس تنهایی در میان جمعیت. کتاب آیین زندگی، پاسخی است به همین دردهای کهن در جامۀ جدید. کارنگی باور داشت که مهارتهای بنیادین انسانی، مانند هنر گوشسپردن راستین، توانایی درک احساسات دیگران و شهامت نگرش مثبت در برابر مصائب، قابل آموزش و پرورش بوده و تسلط بر آنها، کلید گشودن قفل کامیابی در همة عرصههای زندگی است. محور کتاب بر این اصل بنیادی استوار است که قویترین نیروی محرک در وجود انسان، «اشتیاق عمیق به احساس مهمبودن» است. از کودک خردسال تا مدیر ارشد یک شرکت چندملیتی، همگی در ژرفای وجود خویش مشتاقند که وجودشان دیده شود، صدایشان شنیده شود و حضورشان باارزش تلقی شود. کارنگی به ما میآموزد که چگونه با برآوردهکردن این نیاز اصیل در دیگران، نهفقط دوستیهای پایدار بیافرینیم، بلکه همکاری و وفاداری را به محیط کار و زندگی خود دعوت کنیم. او با مثالهای ملموس از زندگی افراد سرشناس و گمنام نشان میدهد که بزرگواری واقعی در این نیست که خود را برتر بدانیم، بلکه در توانایی ما برای ارجنهادن دیگران نهفته است. اما آیین زندگی فقط به روابط با دیگران محدود نمیشود؛ عمیقترین بخشهای این کتاب به رابطۀ انسان با خویشتن اختصاص دارد. کارنگی با واکاوی ریشههای نگرانی ـ این مهمان ناخواندۀ دائمی ذهن مدرن ـ راهکارهایی عینی و کاربردی برای رهایی از چرخۀ فرساینده اضطراب ارائه میدهد. از پذیرش بدترین حالت ممکن تا غرقشدن در فعالیت سازنده، این توصیهها همچون دارویی شفابخش برای ذهن آشفته عمل میکند. او به ما یادآوری میکند که نگرانی، برخاسته از خیالپردازی دربارة آیندهای نامعلوم است، درحالیکه شادی، در تمرکز بر لحظۀ اکنون و اقدام سازنده نهفته است. در بخش دیگری، کتاب به هنر ظریف مدیریت امور روزمره میپردازد. کارنگی که خود از فشار کار و فرسودگی گریخته بود، اصولی ساده، اما ژرف را برای سازماندهی کار، تفویض اختیار و حفظ انرژی ذهنی تشریح میکند. او نشان میدهد که خستگی اغلب نه از کار، بلکه از نارضایتی و بیمعنایی برمیخیزد و چگونه میتوان با تغییر نگرش، حتی یکنواختترین وظایف را به فرصتی برای رشد و خلاقیت بدل کرد. آیین زندگی، درنهایت کتابی دربارة انتخابهاست. انتخاب بین راستی و ناراستی، بین بخشش و کینه، بین اقدام و تعلل. کارنگی با زبانی ساده و بیآلایش که گویی در خلوت با خواننده سخن میگوید، حکمتهای ابدی را در قالب داستانهایی گیرا و مثالهایی بهیادماندنی بازگو میکند. او مخاطب خود را قضاوت نمیکند، بلکه همچون دوستی دلسوز، تجربیاتش را با او در میان میگذارد و راهی را نشان میدهد که خود و میلیونها خوانندۀ دیگر در سراسر جهان، آن را آزموده و سودمند یافتهاند. قسمتهایی از کتاب: برای رهایی از نگرانی دربارة بیخوابی، پنج قانون وجود دارد: ۱. اگر خواب به چشمانتان نمیآید، همان کاری را بکنید که ساموئل اونترمیر کرد. از رختخواب بلند شوید و تا زمانی که خوابتان نبرده است، کار یا مطالعه کنید. ۲. یادتان باشد که هیچکس تاکنون بر اثر کمخوابی جانش را از دست نداده است. نگرانی دربارة بیخوابی، معمولاً بسیار بیش از خودِ بیخوابی به شما آسیب میرساند. ۳. دعا را امتحان کنید یا مانند ژانت مکدونال، جملاتی از کتاب مقدس را بخوانید. ۴. بدنتان را آرام کنید. کتاب رهایی از تنش عصبی را بخوانید. ۵. ورزش کنید. آنقدر بدنتان را خسته کنید تا خواب خودش به چشمانتان بیاید. چگونه پیش از آنکه نگرانی شما را از پا درآورد، آن را شکست دهید؟ قانون نخست: با سرگرمکردن خودتان، نگرانی را از ذهنتان دور کنید. فعالیت زیاد یکی از بهترین روشهای درمانی برای جلوگیری از نگرانی است. قانون دوم: به مسائل پیشپاافتاده بیش از اندازه اهمیت ندهید. نگذارید مشکلات کوچک مانند موریانه پایهواساس زندگیتان را از درون نابود کند. قانون سوم: از قانون احتمالات برای رهایی از نگرانیهایتان کمک بگیرید. از خودتان بپرسید: «اصلاً شانس وقوع این اتفاق چقدر است؟» قانون چهارم: مسائل اجتنابناپذیر را بپذیرید. اگر میدانید تغییر یا اصلاح شرایطی که گرفتارش شدهاید، فراتر از توانتان است، به خودتان بگویید: «همین است؛ طور دیگری نمیتواند باشد.» قانون پنجم: برای نگرانیهایتان قانون «توقف ضرر» تعیین کنید. مشخص کنید نگرانیتان تا چه اندازه ارزش توجه دارد و هرگز بیشتر از آن به آن بها ندهید؛ وگرنه باید بهای سنگینی برای نگرانیتان بپردازید. قانون ششم: گذشته را به گذشته بسپارید. افسوس گذشته را نخورید. هرگز تلاش نکنید آنچه را که تغییرناپذیر است، تغییردهید. باید احساسات را از اندیشه جدا کنیم و همانگونه که دکتر هاکس توصیه کرده، واقعیتها را به شیوهای «منصفانه و عملگرا» گردآوری کنیم. البته وقتی در چنگال نگرانی اسیر هستیم، این کار آسانی نیست؛ زیرا در اوج اضطراب، احساسات بر منطق ما چیره میشود، اما در چنین شرایطی، من دو روش یافتهام که هنگام فاصلهگرفتن از مشکلات و دیدن واقعیتها بهشکلی واضح و عینی، بسیار کارساز و سودمند بوده است. در گام نخست، هنگامی که در پی گردآوری اطلاعات دربارة یک موقعیت هستم، چنین تصور میکنم که این دادهها را برای فرد دیگری فراهم میکنم. این روش به من کمک میکند تا بیطرفی و آرامش لازم را حفظ و از تأثیرگذاری احساسات بر تصمیمم جلوگیری کنم. در گام دوم، وقتی میخواهم واقعیتهای یک موقعیت نگرانکننده را بررسی کنم، خود را در نقش وکیلی تصور میکنم که میکوشد پرونده را از هر دو منظر بسنجد. به عمد در پی یافتن مدارکی علیه خودم میگردم؛ همة شواهدی که با تمایلاتم همخوانی ندارند و مایلم از آنها چشم بپوشم. سپس استدلالهای موافق و مخالف را مینویسم و در بیشتر موارد میفهمم که حقیقت در مرز میان این دو استدلال جای دارد. نکتة مهمی که باید بر آن تأکید کنم این است: نه من، نه شما، نه اینشتین و نه قضات بلندپایة دیوان عالی کشور، آنقدر باهوش نیستیم که بتوانیم بدون گردآوری اطلاعات کافی، درمورد هیچ مسئلهای به تصمیمی خردمندانه دست یابیم. توماس ادیسون نیز به این حقیقت واقف بود. هنگامی که او چشم از جهان فروبست، دوهزاروپانصد دفتر یادداشت از خود بهجا گذاشت که سرشار از واقعیتها و اطلاعاتی دربارة چالشهای گوناگون زندگیاش بود. پس نخستین اصل برای رویارویی با مشکلات این است: واقعیتها را درک کنیم. بیایید از روش دین هاوکس پیروی کنیم: هرگز پیش از گردآوری بیطرفانه همة اطلاعات، برای حل مسئلهای اقدام نکنیم. اما گردآوری انبوهی از اطلاعات بهتنهایی سودی ندارد، مگر آنکه بتوانیم آنها را تحلیل و تفسیر کنیم. در این راه، تجربة ارزشمندی به من آموخته که نوشتن واقعیتها، فرایند تحلیل را بسیار آسانتر میکند. در حقیقت، وقتی مسئله را بهروشنی روی کاغذ میآوریم، گام بزرگی در جهت تصمیمگیری خردمندانه برداشتهایم. چارلز کترینگ بهدرستی گفت: «بیان روشن یک مسئله، نیمی از راهحل آن است.» دربارۀ نویسنده، دیل کارنگی: دیل کارنگی، سخنور و نویسندۀ آمریکایی، در اوایل قرن بیستم میلادی با درک نیاز عمیق انسانها به مهارتهای ارتباطی و مدیریت خویشتن، سبک نوینی را در ادبیات خودیاری بنیان نهاد. او که خود از خانوادهای کشاورز و کمبضاعت برخاسته بود، با تکیه بر تجربۀ شخصی و مشاهدۀ دقیق تعاملات انسانی در محیط کار و زندگی، به این نتیجه رسید که موفقیت در زندگی، بیش از آنکه به هوش علمی وابسته باشد، به توانایی کنترل احساسات و مدیریت روابط بستگی دارد. کارنگی با تأسیس مؤسسۀ آموزشی خود، به میلیونها نفر آموخت که چگونه ترس از ابراز وجود را کنار بگذارند و با دیگران با همدلی و احترام برخورد کنند. او نه تنها یک نویسنده، بلکه یک مربی زندگی بود که توانست پیچیدهترین مفاهیم روانشناسی را به سادهترین شکل ممکن بیان کند. میراث او، یعنی همان رویکرد عملگرایانه و انساندوستانه، همچنان بهعنوان مرجعی کلاسیک و غیرقابل جایگزین برای میلیونها مدیر، کارمند و دانشجو در سراسر جهان باقی مانده است. دیل کارنگی فهرست مطالب کتاب سخن مترجم تقدیم به آفتاب بیغروب زندگیام پیشگفتار نویسنده این کتاب را چرا و چطور نوشتم بخش اول: حقایق مهمی که باید دربارۀ نگرانی بدانید فصل یک: لحظۀ حال را دریاب فصل دوم: فرمول جادویی برای حل موقعیتهای نگرانکننده فصل سوم: نگرانی چه بلایی سرتان میآورد بخش دوم: روشهایی اصولی برای شناخت نگرانی فصل چهارم: چطور نگرانیهایتان را شناسایی و برطرف کنید فصل پنجم: چطور نیمی از نگرانی های شغلیتان را کاهش دهید نُه راهکار برای بهرهوری بیشتر از این کتاب بخش سوم: پیش از آنکه سایۀ دلواپسی بر روحت سنگینی کند و قامتت را بشکند، با آن وداع کن فصل ششم: چطور از شر نگرانیهای ذهنتان رها شوید فصل هفتم: اجازه ندهید نگرانی ها بر شما تسلط یابد فصل هشتم: قانونی که بسیاری از نگرانیهایتان را از بین میبرد فصل نهم: کنارآمدن با آنچه که هست فصل دهم: برای نگرانیهایتان، قانون «توقف ضرر» تعیین کنید فصل یازدهم: غصۀ گذشته را نخورید. گذشته ها، گذشته بخش چهارم: هفت راز ناگفته برای پرورش ذهنی که جز آرامش و شادی نمیشناسد فصل دوازدهم: ده واژهای که زندگیتان را دگرگون میکند فصل سیزدهم: تاوان سنگین انتقام فصل چهاردهم: با انجام این کار دیگر از ناسپاسی دیگران ناراحت نمیشوید فصل پانزدهم: حاضرید داشتههایتان را با یک میلیون دلار عوض کنید؟ فصل شانزدهم: خود واقعیتان باشید؛ یادتان باشد که در تمام جهان، هیچ کس شبیه شما نیست فصل هفدهم: اگر زندگی به شما لیمو داد، با آن شربت لیموناد درست کنید فصل هجدهم: چطور در چهارده روز افسردگی را درمان کنید بخش پنجم: قانون طلایی غلبه بر نگرانی فصل نوزدهم: والدینم چطور بر نگرانی خود غلبه میکردند بخش ششم: چطور نگران انتقادهای دیگران نباشیم فصل بیستم: یادتان باشد انتقادهای دیگران شما را دلسرد نکند فصل بیستویکم: نهایت تلاشتان را بکنید تا انتقاد دیگران آزارتان ندهد فصل بیستودوم: اشتبا اتی که در گذشته انجام دادهام بخش هفتم: شش راه جلوگیری از خستگی و نگرانی و حفظ روحیه و انرژی بالا فصل بیستوسوم: چطور روزی یک ساعت بیشتر بیدار بمانید فصل بیستوچهارم: علت خستگیتان چیست و چطور میتوانید آن را رفع کنید فصل بیستوپنجم: چطور خانمهای خانهدار کمتر خسته شوند و همیشه جوان بمانند فصل بیستوششم: چهار عادت خوب که به جلوگیری از خستگی و نگرانی کمک میکند فصل بیستوهفتم: چطور بیحوصلگی را که مسبب خستگی، نگرانی و دلخوریست، از بین ببریم فصل بیستوهشتم: چطور از نگرانی دربارۀ بیخوابی دست برداریم بخش هشتم: چطور شغلی پیدا کنید که در آن شاد و موفق باشید فصل بیستونهم: مهمترین تصمیم زندگیتان بخش نهم: چطور نگرانیهای مالی خود را کم کنید فصل سیام: 70 درصد نگرانیهای ما…
۶۹۶٬۵۰۰تومان۹۹۵٬۰۰۰
ارسال رایگان برای سبد بالای ۵۰۰٬۰۰۰ تومان
هفت روز مهلت بازگشت، بدون پرسش
کتاب آیین زندگی (راز رهایی از نگرانیها و آفرینش یک زندگی پربار و بیهمتا) به انگلیسی (How to Stop Worrying and Start Living) اثر: دیل کارنگی (Dale Carnegie) ترجمۀ زهرا حسنی انتشارات یوشیتا
معرفی کتاب آیین زندگی:
آیین زندگی اثر ماندگار دیل کارنگی که برای دههها در صدر پرفروشترین کتابهای جهان قرار داشته، در حقیقت یک فلسفۀ عملی است. این کتاب، دعوتی است پرشور بهسوی رهایی؛ رهایی از غلوزنجیری که ما خودمان با دستان ذهنمان بافتهایم. کارنگی نمیخواهد شما را به فردی بیخیال تبدیل کند، بلکه میخواهد به فردی فعال و متمرکز بدل سازد که انرژی ذهنیاش را صرف نگرانیهای بیثمر نمیکند و آن را کاملاً و با تمامِ وجود، برای خلق لحظهای بهتر و ساختن آیندهای روشنتر به کار میگیرد.
معرفی کامل آیین زندگی:
کتابی که اکنون در دستان شماست، صرفاً یک راهنما برای مقابله با استرس یا اضطراب نیست. آیین زندگی اثر ماندگار دیل کارنگی که برای دههها در صدر پرفروشترین کتابهای جهان قرار داشته، در حقیقت یک فلسفۀ عملی است. این کتاب، دعوتیست پرشور بهسوی رهایی. رهایی از غلوزنجیری که ما خودمان با دستان ذهنمان بافتهایم. کارنگی نمیخواهد شما را به فردی بیخیال تبدیل کند، بلکه میخواهد شما را به فردی فعال و متمرکز بدل سازد که انرژی ذهنیاش را صرف نگرانیهای بیثمر نمیکند و آن را کاملاً و با تمامِ وجود، برای خلق لحظهای بهتر و ساختن آیندهای روشنتر به کار میگیرد.
در جهانی که پیچیدگیهای فزاینده، شتاب دیوانهوار فناوری و انزوای روزافزون انسانها به بخشی جداییناپذیر از زندگی مدرن تبدیل شده است، آیین زندگی از دیل کارنگی، همچون چراغی فراروی نسلهایی است که در تلاش برای یافتن تعادلی پایدار میان موفقیت مادی و آرامش درونی هستند. این کتاب، که حاصل عمری پژوهش، مشاهده و تعامل مستقیم با هزاران انسان در موقعیتهای گوناگون است، فقط مجموعۀ دیگری از توصیههای سطحی انگیزشی نیست، بلکه نقشهای است کاربردی برای دریانوردی در اقیانوس پرتلاطم روابط انسانی، مدیریت ذهن و دستیابی به زندگیای که نهفقط موفق، که عمیقاً رضایتبخش باشد.
کارنگی در عصری میزیست که جهان با تحولات شگرف صنعتی و اجتماعی روبهرو بود. او با بصیرتی بینظیر دریافت که بزرگترین چالش انسان عصر جدید، دیگر مبارزه با طبیعت یا کمبود منابع نیست، بلکه نبرد در عرصۀ ذهن و قلبهاست: ناتوانی در مدیریت اضطراب، شکست در ایجاد ارتباطات مؤثر و درماندگی در برابر احساس تنهایی در میان جمعیت. کتاب آیین زندگی، پاسخی است به همین دردهای کهن در جامۀ جدید. کارنگی باور داشت که مهارتهای بنیادین انسانی، مانند هنر گوشسپردن راستین، توانایی درک احساسات دیگران و شهامت نگرش مثبت در برابر مصائب، قابل آموزش و پرورش بوده و تسلط بر آنها، کلید گشودن قفل کامیابی در همة عرصههای زندگی است.
محور کتاب بر این اصل بنیادی استوار است که قویترین نیروی محرک در وجود انسان، «اشتیاق عمیق به احساس مهمبودن» است. از کودک خردسال تا مدیر ارشد یک شرکت چندملیتی، همگی در ژرفای وجود خویش مشتاقند که وجودشان دیده شود، صدایشان شنیده شود و حضورشان باارزش تلقی شود. کارنگی به ما میآموزد که چگونه با برآوردهکردن این نیاز اصیل در دیگران، نهفقط دوستیهای پایدار بیافرینیم، بلکه همکاری و وفاداری را به محیط کار و زندگی خود دعوت کنیم. او با مثالهای ملموس از زندگی افراد سرشناس و گمنام نشان میدهد که بزرگواری واقعی در این نیست که خود را برتر بدانیم، بلکه در توانایی ما برای ارجنهادن دیگران نهفته است.
اما آیین زندگی فقط به روابط با دیگران محدود نمیشود؛ عمیقترین بخشهای این کتاب به رابطۀ انسان با خویشتن اختصاص دارد. کارنگی با واکاوی ریشههای نگرانی ـ این مهمان ناخواندۀ دائمی ذهن مدرن ـ راهکارهایی عینی و کاربردی برای رهایی از چرخۀ فرساینده اضطراب ارائه میدهد. از پذیرش بدترین حالت ممکن تا غرقشدن در فعالیت سازنده، این توصیهها همچون دارویی شفابخش برای ذهن آشفته عمل میکند. او به ما یادآوری میکند که نگرانی، برخاسته از خیالپردازی دربارة آیندهای نامعلوم است، درحالیکه شادی، در تمرکز بر لحظۀ اکنون و اقدام سازنده نهفته است.
در بخش دیگری، کتاب به هنر ظریف مدیریت امور روزمره میپردازد. کارنگی که خود از فشار کار و فرسودگی گریخته بود، اصولی ساده، اما ژرف را برای سازماندهی کار، تفویض اختیار و حفظ انرژی ذهنی تشریح میکند. او نشان میدهد که خستگی اغلب نه از کار، بلکه از نارضایتی و بیمعنایی برمیخیزد و چگونه میتوان با تغییر نگرش، حتی یکنواختترین وظایف را به فرصتی برای رشد و خلاقیت بدل کرد.
آیین زندگی، درنهایت کتابی دربارة انتخابهاست. انتخاب بین راستی و ناراستی، بین بخشش و کینه، بین اقدام و تعلل. کارنگی با زبانی ساده و بیآلایش که گویی در خلوت با خواننده سخن میگوید، حکمتهای ابدی را در قالب داستانهایی گیرا و مثالهایی بهیادماندنی بازگو میکند. او مخاطب خود را قضاوت نمیکند، بلکه همچون دوستی دلسوز، تجربیاتش را با او در میان میگذارد و راهی را نشان میدهد که خود و میلیونها خوانندۀ دیگر در سراسر جهان، آن را آزموده و سودمند یافتهاند.
قسمتهایی از کتاب:
-
برای رهایی از نگرانی دربارة بیخوابی، پنج قانون وجود دارد:
۱. اگر خواب به چشمانتان نمیآید، همان کاری را بکنید که ساموئل اونترمیر کرد. از رختخواب بلند شوید و تا زمانی که خوابتان نبرده است، کار یا مطالعه کنید.
۲. یادتان باشد که هیچکس تاکنون بر اثر کمخوابی جانش را از دست نداده است. نگرانی دربارة بیخوابی، معمولاً بسیار بیش از خودِ بیخوابی به شما آسیب میرساند.
۳. دعا را امتحان کنید یا مانند ژانت مکدونال، جملاتی از کتاب مقدس را بخوانید.
۴. بدنتان را آرام کنید. کتاب رهایی از تنش عصبی را بخوانید.
۵. ورزش کنید. آنقدر بدنتان را خسته کنید تا خواب خودش به چشمانتان بیاید.
-
چگونه پیش از آنکه نگرانی شما را از پا درآورد، آن را شکست دهید؟
قانون نخست: با سرگرمکردن خودتان، نگرانی را از ذهنتان دور کنید. فعالیت زیاد یکی از بهترین روشهای درمانی برای جلوگیری از نگرانی است.
قانون دوم: به مسائل پیشپاافتاده بیش از اندازه اهمیت ندهید. نگذارید مشکلات کوچک مانند موریانه پایهواساس زندگیتان را از درون نابود کند.
قانون سوم: از قانون احتمالات برای رهایی از نگرانیهایتان کمک بگیرید. از خودتان بپرسید: «اصلاً شانس وقوع این اتفاق چقدر است؟»
قانون چهارم: مسائل اجتنابناپذیر را بپذیرید. اگر میدانید تغییر یا اصلاح شرایطی که گرفتارش شدهاید، فراتر از توانتان است، به خودتان بگویید: «همین است؛ طور دیگری نمیتواند باشد.»
قانون پنجم: برای نگرانیهایتان قانون «توقف ضرر» تعیین کنید. مشخص کنید نگرانیتان تا چه اندازه ارزش توجه دارد و هرگز بیشتر از آن به آن بها ندهید؛ وگرنه باید بهای سنگینی برای نگرانیتان بپردازید.
قانون ششم: گذشته را به گذشته بسپارید. افسوس گذشته را نخورید. هرگز تلاش نکنید آنچه را که تغییرناپذیر است، تغییردهید.
-
باید احساسات را از اندیشه جدا کنیم و همانگونه که دکتر هاکس توصیه کرده، واقعیتها را به شیوهای «منصفانه و عملگرا» گردآوری کنیم.
البته وقتی در چنگال نگرانی اسیر هستیم، این کار آسانی نیست؛ زیرا در اوج اضطراب، احساسات بر منطق ما چیره میشود، اما در چنین شرایطی، من دو روش یافتهام که هنگام فاصلهگرفتن از مشکلات و دیدن واقعیتها بهشکلی واضح و عینی، بسیار کارساز و سودمند بوده است.
در گام نخست، هنگامی که در پی گردآوری اطلاعات دربارة یک موقعیت هستم، چنین تصور میکنم که این دادهها را برای فرد دیگری فراهم میکنم. این روش به من کمک میکند تا بیطرفی و آرامش لازم را حفظ و از تأثیرگذاری احساسات بر تصمیمم جلوگیری کنم.
در گام دوم، وقتی میخواهم واقعیتهای یک موقعیت نگرانکننده را بررسی کنم، خود را در نقش وکیلی تصور میکنم که میکوشد پرونده را از هر دو منظر بسنجد. به عمد در پی یافتن مدارکی علیه خودم میگردم؛ همة شواهدی که با تمایلاتم همخوانی ندارند و مایلم از آنها چشم بپوشم. سپس استدلالهای موافق و مخالف را مینویسم و در بیشتر موارد میفهمم که حقیقت در مرز میان این دو استدلال جای دارد.
نکتة مهمی که باید بر آن تأکید کنم این است: نه من، نه شما، نه اینشتین و نه قضات بلندپایة دیوان عالی کشور، آنقدر باهوش نیستیم که بتوانیم بدون گردآوری اطلاعات کافی، درمورد هیچ مسئلهای به تصمیمی خردمندانه دست یابیم.
توماس ادیسون نیز به این حقیقت واقف بود. هنگامی که او چشم از جهان فروبست، دوهزاروپانصد دفتر یادداشت از خود بهجا گذاشت که سرشار از واقعیتها و اطلاعاتی دربارة چالشهای گوناگون زندگیاش بود.
پس نخستین اصل برای رویارویی با مشکلات این است: واقعیتها را درک کنیم. بیایید از روش دین هاوکس پیروی کنیم: هرگز پیش از گردآوری بیطرفانه همة اطلاعات، برای حل مسئلهای اقدام نکنیم.
اما گردآوری انبوهی از اطلاعات بهتنهایی سودی ندارد، مگر آنکه بتوانیم آنها را تحلیل و تفسیر کنیم.
در این راه، تجربة ارزشمندی به من آموخته که نوشتن واقعیتها، فرایند تحلیل را بسیار آسانتر میکند. در حقیقت، وقتی مسئله را بهروشنی روی کاغذ میآوریم، گام بزرگی در جهت تصمیمگیری خردمندانه برداشتهایم. چارلز کترینگ بهدرستی گفت: «بیان روشن یک مسئله، نیمی از راهحل آن است.»
دربارۀ نویسنده، دیل کارنگی:
دیل کارنگی، سخنور و نویسندۀ آمریکایی، در اوایل قرن بیستم میلادی با درک نیاز عمیق انسانها به مهارتهای ارتباطی و مدیریت خویشتن، سبک نوینی را در ادبیات خودیاری بنیان نهاد. او که خود از خانوادهای کشاورز و کمبضاعت برخاسته بود، با تکیه بر تجربۀ شخصی و مشاهدۀ دقیق تعاملات انسانی در محیط کار و زندگی، به این نتیجه رسید که موفقیت در زندگی، بیش از آنکه به هوش علمی وابسته باشد، به توانایی کنترل احساسات و مدیریت روابط بستگی دارد.
کارنگی با تأسیس مؤسسۀ آموزشی خود، به میلیونها نفر آموخت که چگونه ترس از ابراز وجود را کنار بگذارند و با دیگران با همدلی و احترام برخورد کنند. او نه تنها یک نویسنده، بلکه یک مربی زندگی بود که توانست پیچیدهترین مفاهیم روانشناسی را به سادهترین شکل ممکن بیان کند. میراث او، یعنی همان رویکرد عملگرایانه و انساندوستانه، همچنان بهعنوان مرجعی کلاسیک و غیرقابل جایگزین برای میلیونها مدیر، کارمند و دانشجو در سراسر جهان باقی مانده است.
دیل کارنگی
فهرست مطالب کتاب
- سخن مترجم
- تقدیم به آفتاب بیغروب زندگیام
- پیشگفتار نویسنده
- این کتاب را چرا و چطور نوشتم
- بخش اول: حقایق مهمی که باید دربارۀ نگرانی بدانید
- فصل یک: لحظۀ حال را دریاب
- فصل دوم: فرمول جادویی برای حل موقعیتهای نگرانکننده
- فصل سوم: نگرانی چه بلایی سرتان میآورد
- بخش دوم: روشهایی اصولی برای شناخت نگرانی
- فصل چهارم: چطور نگرانیهایتان را شناسایی و برطرف کنید
- فصل پنجم: چطور نیمی از نگرانی های شغلیتان را کاهش دهید
- نُه راهکار برای بهرهوری بیشتر از این کتاب
- بخش سوم: پیش از آنکه سایۀ دلواپسی بر روحت سنگینی کند و قامتت را بشکند، با آن وداع کن
- فصل ششم: چطور از شر نگرانیهای ذهنتان رها شوید
- فصل هفتم: اجازه ندهید نگرانی ها بر شما تسلط یابد
- فصل هشتم: قانونی که بسیاری از نگرانیهایتان را از بین میبرد
- فصل نهم: کنارآمدن با آنچه که هست
- فصل دهم: برای نگرانیهایتان، قانون «توقف ضرر» تعیین کنید
- فصل یازدهم: غصۀ گذشته را نخورید. گذشته ها، گذشته
- بخش چهارم: هفت راز ناگفته برای پرورش ذهنی که جز آرامش و شادی نمیشناسد
- فصل دوازدهم: ده واژهای که زندگیتان را دگرگون میکند
- فصل سیزدهم: تاوان سنگین انتقام
- فصل چهاردهم: با انجام این کار دیگر از ناسپاسی دیگران ناراحت نمیشوید
- فصل پانزدهم: حاضرید داشتههایتان را با یک میلیون دلار عوض کنید؟
- فصل شانزدهم: خود واقعیتان باشید؛ یادتان باشد که در تمام جهان، هیچ کس شبیه شما نیست
- فصل هفدهم: اگر زندگی به شما لیمو داد، با آن شربت لیموناد درست کنید
- فصل هجدهم: چطور در چهارده روز افسردگی را درمان کنید
- بخش پنجم: قانون طلایی غلبه بر نگرانی
- فصل نوزدهم: والدینم چطور بر نگرانی خود غلبه میکردند
- بخش ششم: چطور نگران انتقادهای دیگران نباشیم
- فصل بیستم: یادتان باشد انتقادهای دیگران شما را دلسرد نکند
- فصل بیستویکم: نهایت تلاشتان را بکنید تا انتقاد دیگران آزارتان ندهد
- فصل بیستودوم: اشتبا اتی که در گذشته انجام دادهام
- بخش هفتم: شش راه جلوگیری از خستگی و نگرانی و حفظ روحیه و انرژی بالا
- فصل بیستوسوم: چطور روزی یک ساعت بیشتر بیدار بمانید
- فصل بیستوچهارم: علت خستگیتان چیست و چطور میتوانید آن را رفع کنید
- فصل بیستوپنجم: چطور خانمهای خانهدار کمتر خسته شوند و همیشه جوان بمانند
- فصل بیستوششم: چهار عادت خوب که به جلوگیری از خستگی و نگرانی کمک میکند
- فصل بیستوهفتم: چطور بیحوصلگی را که مسبب خستگی، نگرانی و دلخوریست، از بین ببریم
- فصل بیستوهشتم: چطور از نگرانی دربارۀ بیخوابی دست برداریم
- بخش هشتم: چطور شغلی پیدا کنید که در آن شاد و موفق باشید
- فصل بیستونهم: مهمترین تصمیم زندگیتان
- بخش نهم: چطور نگرانیهای مالی خود را کم کنید
- فصل سیام: 70 درصد نگرانیهای ما…










