ارسال رایگان برای خرید بالای ۵۰۰ هزار تومان

کتاب پسر رؤیاپرداز من

هنوز نظری ثبت نشده

کتاب پسر رؤیاپرداز من (داستان‌های الهام‌بخش برای رسیدن به رؤیاهای بزرگ) به انگلیسی (Be a dreamer) اثر ناتاشا موتینیو (Natasha Moutinho) ترجمۀ زهرا جیرانی انتشارات کودک‌یار معرفی کتاب پسر رؤیاپرداز من: با خواندن این کتاب رؤیاهایت را به واقعیت تبدیل کن این کتاب چند داستان کوتاه و شگفت‌انگیز از پسرهایی دارد که رؤیاهای بزرگی دارند و برای رسیدن به آن‌ها، هر کاری لازم باشد انجام می‌‌دهند. هر داستان، به تو الهام می‌بخشد و مهارت‌های مهمی را یاد می‌دهد؛ و در پایان هر داستان، این فرصت را داری که فکر کنی چه آموخته‌ای و دربارۀ رؤیاهایت بنویسی. با خواندن این داستان‌ها می‌فهمی که رؤیاها فقط در خیال نمی‌مانند. اگر شجاع باشی، به خودت باور داشته باشی و حتی وقتی زمین می‌خوری دوباره بلند شوی، می‌توانی به آرزوهایت برسی. معرفی کامل پسر رؤیاپرداز من کتاب پسر رؤیاپرداز من مجموعه‌ای الهام‌بخش از داستان‌های کوتاهی است که خواننده را به رؤیاپردازی بزرگ و تبدیل آرزوهایش به واقعیت تشویق کند. این کتاب از طریق سفرهای شخصیت‌های ملموسی مانند نوآ، آدریان، سباستین و تریستان نشان می‌دهد که موانع، تنها پله‌هایی برای رشد هستند و شجاعت و پشتکار، کلید اصلی غلبه بر هر چالشی است. هر داستان چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده است؛ این داستان‌ها مانند راهنمایی برای رشد فردی عمل می‌کنند و مهارت‌های ضروری زندگی مانند هدف‌گذاری، اعتمادبه‌نفس و رهبری را آموزش می‌دهند. کتاب با نشان دادن اینکه چگونه شخصیت‌های داستان با چالش‌های خاص خود -از خجالتی بودن گرفته تا مشکلات در بازی‌های ویدئویی- روبه‌رو می‌شوند، به افراد کمک می‌کند تا درک کنند که اگر قلبی برای دنبال کردن رؤیاهایشان داشته باشند، رسیدن به آن‌ها کاملاً ممکن است. یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این کتاب، ماهیت تعاملی آن است. در پایان هر داستان، فضایی اختصاصی برای خوانندگان در نظر گرفته شده است تا دربارۀ درس‌های آموخته‌شده تأمل کنند و اهداف و آرزوهای خود را بنویسند. این ویژگی باعث می‌شود تجربۀ خواندن به یک دفترچۀ شخصی تبدیل شود و کتاب نقش یک دفترچۀ جادویی را ایفا کند که بچه‌ها را تشویق می‌کند رؤیاهایشان را روی کاغذ بیاورند و گام‌های عملی برای آیندۀ خود بردارند. در نهایت، این کتاب پیامی قدرتمند را منتقل می‌کند: رؤیاها مانند بذرهایی هستند که باید با تلاش، صبر و باور قلبی آبیاری شوند. این اثر به پسران جوان قدرت می‌دهد تا به ندای قلبشان گوش دهند، تردیدها را نادیده بگیرند و قدم‌های کوچک اما پیوسته‌ای را برای رسیدن به قله‌های بزرگ زندگی‌شان بردارند و ثابت می‌کند که با شجاعت و نگاهی مثبت، هر چیزی ممکن است. قسمتی از کتاب: جایی که خیال‌پردازی هیچ مرزی ندارد و رؤیاها مثل ستاره‌ها می‌درخشند، پسر کوچک و شجاعی به نام نوآ آمادۀ سفر هیجان‌انگیزی بود. ذهنش پر از ایده‌های روشن بود؛ اینکه در آینده چه کسی می‌تواند باشد و چه ماجراجویی‌هایی در انتظارش است. اما رؤیایی وجود داشت که هم هیجان‌زده‌اش می‌کرد و هم کمی او را می‌ترساند؛ نواختن پیانو جلوی جمعیت. نوآ روی زمین اتاقش نشسته بود و به برگه‌ای نگاه می‌کرد که روی تخته‌چوب پنبه‌ای‌اش سنجاق شده بود. آفتاب بعدازظهر از پنجره به داخل می‌تابید و اتاق را روشن کرده بود، طوری که عکس پیانوی روی برگه برق می‌زد. مادرش کنار او ایستاده بود و همان برگه را نگاه می‌کرد. مادرش به پایین برگه اشاره کرد و گفت: «مهلت ثبت‌نام برای کنسرت چند روز دیگه تموم میشه. هنوز وقت داری اسمت رو بنویسی.» نوآ سرش را تکان داد. او عاشق نواختن پیانو بود؛ اما فقط فکر کردن به اینکه جلوی دیگران اجرا کند، دلش را می‌لرزاند. به یاد اجرای مدرسه افتاد که حتی قبل از لمس کلیدهای پیانو، دست‌هایش می‌لرزید. دوباره به برگه نگاه کرد. موسیقی همیشه برایش دنیای امنی بود؛ جایی که می‌توانست خودش باشد. یادش آمد چطور در میان صداها غرق می‌شد و هر نُت را با تمام وجود حس می‌کرد. اما صحنه… صحنه برایش ترسناک بود. همه به او خیره می‌شدند. حتی فکر کردن به این موضوع هم نفسش را تند می‌کرد و دلش را می‌لرزاند. مادرش به‌آرامی دستش را روی شانۀ او گذاشت و گفت: «تو می‌تونی، نوآ. من بهت ایمان دارم.» نوآ چشم‌هایش را بست و نفس عمیقی کشید. در ذهنش پیانویی دید و جمعیتی که برایش دست می‌زدند. او صحنه‌ای را تصور کرد که فقط یک صحنۀ معمولی نبود، بلکه پر از جادو بود؛ موجودات شگفت‌انگیزی آنجا منتظر موسیقی او بودند. قرار نبود کسی در آن جمع قضاوتش کند، بلکه می‌خواستند موسیقی‌اش را بشنوند. آن شب، حال‌وهوای خانه تغییر کرده بود و شوقی پنهان در فضا جریان داشت. نوآ به‌سختی می‌توانست روی تمرین پیانو تمرکز کند، چون ذهنش مدام به سمت کنسرتی می‌رفت که مادرش از آن حرف زده بود. با خودش فکر می‌کرد: «یعنی بودن روی اون صحنه چه حسی داره؟» وقتی نوآ روی مبل اتاق نشیمن نشسته بود، مادرش وارد شد. در دستش یک دفترچۀ رنگارنگ و چند خودکار براق بود که هنگام نزدیک شدن، در نور می‌درخشیدند. نوآ با کنجکاوی به دفترچه نگاه کرد. «این چیه؟» مامان گفت: «داشتم فکر می‌کردم که تو چقدر پیانو زدن رو دوست داری و اینکه گاهی وقت‌ها اجرا کردن موسیقی و گفتن رؤیاها ممکنه ترسناک باشه. می‌خوام یه چیزی رو امتحان کنی که بهش میگن دفترچۀ رؤیاها.» نوآ کمی اخم کرد و گفت: «دفترچۀ رؤیاها؟ یعنی چی؟» مامان گفت: «این یه راهه که کمکت می‌کنه به رؤیا‌هات فکر کنی و ببینی چطور می‌تونی به واقعیت تبدیلشون کنی؛ یه جورایی مثل نشون دادن کارهایی که می‌خوای تو آینده انجام بدی.» این را گفت و دفترچه را به دستش داد. «می‌تونی دربارۀ همۀ جاهای قشنگ و هیجان‌انگیزی بنویسی که دوست داری موسیقی‌ت تو رو به اونجا ببره.» نوآ دفترچه را باز کرد. هیجان داشت، اما دلش هم کمی می‌لرزید. «ولی اگه وقتی رؤیا‌هام رو نوشتم، خنده‌دار به نظر بیان چی؟» مامان لبخند زد و گفت: «اشکالی نداره اگه رؤیا‌هات خنده‌دار به نظر بیان. رؤیاها مهمن. نوشتنشون کمکت می‌کنه بفهمی توی دلت چی می‌گذره. گاهی همین رؤیاهای به‌ظاهر خنده‌دار می‌تونن شروع بهترین ماجراجویی‌ها باشن. پس هیچ‌وقت از رؤیاهای بزرگ نترس.» نوآ نفس عمیقی کشید، خودکاری برداشت و شروع به نوشتن کرد. صدای خش‌خش قلم روی کاغذ، با ملودی آرام پیانویی که در ذهنش می‌نواخت، یکی شد و اتاق را پر کرد. او خودش را پشت پیانوی زیبایی تصور کرد که… دربارۀ نویسنده، ناتاشا موتینیو: ناتاشا موتینیو نویسنده‌ای پرشور است که تمام توان خود را وقف توانمندسازی نسل آیندۀ رهبران از طریق قدرت قصه‌گویی کرده است. او با تمرکز بر الهام‌بخشی به خوانندگان جوان، خلاقیت را با درس‌های کاربردی زندگی در هم می‌آمیزد تا به کودکان کمک کند بفهمند که پتانسیل‌های آن‌ها بی‌پایان است. آثار او، از جمله کتاب پسر رؤیاپرداز من، بازتابی از تعهد عمیق او به پرورش رؤیاهای پسران جوان است و آن‌ها را تشویق می‌کند تا در ماجراجویی‌های زندگی‌شان، شجاعت و خودباوری را سرلوحۀ کار خود قرار دهند. ناتاشا موتینیو فهرست مطالب کتاب: سخن مترجم مقدمۀ نویسنده سفر جادویی نوآ در دنیای رؤیاها ماجراجویی مجازی آدریان هدف‌های بزرگ برای رؤیاپردازهای کوچک ماجرای خاص تریستان جست‌وجوی یک گیمر برای پیروزی سفر تکواندوی آنتونی رؤیای بزرگ آرنولد ماجراجویی در سرزمین دایناسور روز رؤیایی گریسون مسابقۀ ربات‌های میان ستاره‌ها

۳۵۰٬۰۰۰تومان۵۰۰٬۰۰۰

۳۰٪ تخفیف
موجود در انبار
۱

ارسال رایگان برای سبد بالای ۵۰۰٬۰۰۰ تومان

هفت روز مهلت بازگشت، بدون پرسش

کتاب پسر رؤیاپرداز من (داستان‌های الهام‌بخش برای رسیدن به رؤیاهای بزرگ) به انگلیسی (Be a dreamer) اثر ناتاشا موتینیو (Natasha Moutinho) ترجمۀ زهرا جیرانی انتشارات کودک‌یار

معرفی کتاب پسر رؤیاپرداز من:

با خواندن این کتاب رؤیاهایت را به واقعیت تبدیل کن

این کتاب چند داستان کوتاه و شگفت‌انگیز از پسرهایی دارد که رؤیاهای بزرگی دارند و برای رسیدن به آن‌ها، هر کاری لازم باشد انجام می‌‌دهند. هر داستان، به تو الهام می‌بخشد و مهارت‌های مهمی را یاد می‌دهد؛ و در پایان هر داستان، این فرصت را داری که فکر کنی چه آموخته‌ای و دربارۀ رؤیاهایت بنویسی. با خواندن این داستان‌ها می‌فهمی که رؤیاها فقط در خیال نمی‌مانند. اگر شجاع باشی، به خودت باور داشته باشی و حتی وقتی زمین می‌خوری دوباره بلند شوی، می‌توانی به آرزوهایت برسی.

معرفی کامل پسر رؤیاپرداز من

کتاب پسر رؤیاپرداز من مجموعه‌ای الهام‌بخش از داستان‌های کوتاهی است که خواننده را به رؤیاپردازی بزرگ و تبدیل آرزوهایش به واقعیت تشویق کند. این کتاب از طریق سفرهای شخصیت‌های ملموسی مانند نوآ، آدریان، سباستین و تریستان نشان می‌دهد که موانع، تنها پله‌هایی برای رشد هستند و شجاعت و پشتکار، کلید اصلی غلبه بر هر چالشی است.

هر داستان چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده است؛ این داستان‌ها مانند راهنمایی برای رشد فردی عمل می‌کنند و مهارت‌های ضروری زندگی مانند هدف‌گذاری، اعتمادبه‌نفس و رهبری را آموزش می‌دهند. کتاب با نشان دادن اینکه چگونه شخصیت‌های داستان با چالش‌های خاص خود -از خجالتی بودن گرفته تا مشکلات در بازی‌های ویدئویی- روبه‌رو می‌شوند، به افراد کمک می‌کند تا درک کنند که اگر قلبی برای دنبال کردن رؤیاهایشان داشته باشند، رسیدن به آن‌ها کاملاً ممکن است.

یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این کتاب، ماهیت تعاملی آن است. در پایان هر داستان، فضایی اختصاصی برای خوانندگان در نظر گرفته شده است تا دربارۀ درس‌های آموخته‌شده تأمل کنند و اهداف و آرزوهای خود را بنویسند. این ویژگی باعث می‌شود تجربۀ خواندن به یک دفترچۀ شخصی تبدیل شود و کتاب نقش یک دفترچۀ جادویی را ایفا کند که بچه‌ها را تشویق می‌کند رؤیاهایشان را روی کاغذ بیاورند و گام‌های عملی برای آیندۀ خود بردارند.

در نهایت، این کتاب پیامی قدرتمند را منتقل می‌کند: رؤیاها مانند بذرهایی هستند که باید با تلاش، صبر و باور قلبی آبیاری شوند. این اثر به پسران جوان قدرت می‌دهد تا به ندای قلبشان گوش دهند، تردیدها را نادیده بگیرند و قدم‌های کوچک اما پیوسته‌ای را برای رسیدن به قله‌های بزرگ زندگی‌شان بردارند و ثابت می‌کند که با شجاعت و نگاهی مثبت، هر چیزی ممکن است.

قسمتی از کتاب:

  • جایی که خیال‌پردازی هیچ مرزی ندارد و رؤیاها مثل ستاره‌ها می‌درخشند، پسر کوچک و شجاعی به نام نوآ آمادۀ سفر هیجان‌انگیزی بود. ذهنش پر از ایده‌های روشن بود؛ اینکه در آینده چه کسی می‌تواند باشد و چه ماجراجویی‌هایی در انتظارش است. اما رؤیایی وجود داشت که هم هیجان‌زده‌اش می‌کرد و هم کمی او را می‌ترساند؛ نواختن پیانو جلوی جمعیت.
    نوآ روی زمین اتاقش نشسته بود و به برگه‌ای نگاه می‌کرد که روی تخته‌چوب پنبه‌ای‌اش سنجاق شده بود. آفتاب بعدازظهر از پنجره به داخل می‌تابید و اتاق را روشن کرده بود، طوری که عکس پیانوی روی برگه برق می‌زد. مادرش کنار او ایستاده بود و همان برگه را نگاه می‌کرد.
    مادرش به پایین برگه اشاره کرد و گفت: «مهلت ثبت‌نام برای کنسرت چند روز دیگه تموم میشه. هنوز وقت داری اسمت رو بنویسی.»
    نوآ سرش را تکان داد. او عاشق نواختن پیانو بود؛ اما فقط فکر کردن به اینکه جلوی دیگران اجرا کند، دلش را می‌لرزاند. به یاد اجرای مدرسه افتاد که حتی قبل از لمس کلیدهای پیانو، دست‌هایش می‌لرزید.

دوباره به برگه نگاه کرد. موسیقی همیشه برایش دنیای امنی بود؛ جایی که می‌توانست خودش باشد. یادش آمد چطور در میان صداها غرق می‌شد و هر نُت را با تمام وجود حس می‌کرد. اما صحنه… صحنه برایش ترسناک بود. همه به او خیره می‌شدند. حتی فکر کردن به این موضوع هم نفسش را تند می‌کرد و دلش را می‌لرزاند.
مادرش به‌آرامی دستش را روی شانۀ او گذاشت و گفت: «تو می‌تونی، نوآ. من بهت ایمان دارم.»
نوآ چشم‌هایش را بست و نفس عمیقی کشید. در ذهنش پیانویی دید و جمعیتی که برایش دست می‌زدند. او صحنه‌ای را تصور کرد که فقط یک صحنۀ معمولی نبود، بلکه پر از جادو بود؛ موجودات شگفت‌انگیزی آنجا منتظر موسیقی او بودند. قرار نبود کسی در آن جمع قضاوتش کند، بلکه می‌خواستند موسیقی‌اش را بشنوند.
آن شب، حال‌وهوای خانه تغییر کرده بود و شوقی پنهان در فضا جریان داشت. نوآ به‌سختی می‌توانست روی تمرین پیانو تمرکز کند، چون ذهنش مدام به سمت کنسرتی می‌رفت که مادرش از آن حرف زده بود. با خودش فکر می‌کرد: «یعنی بودن روی اون صحنه چه حسی داره؟»
وقتی نوآ روی مبل اتاق نشیمن نشسته بود، مادرش وارد شد. در دستش یک دفترچۀ رنگارنگ و چند خودکار براق بود که هنگام نزدیک شدن، در نور می‌درخشیدند. نوآ با کنجکاوی به دفترچه نگاه کرد.
«این چیه؟»
مامان گفت: «داشتم فکر می‌کردم که تو چقدر پیانو زدن رو دوست داری و اینکه گاهی وقت‌ها اجرا کردن موسیقی و گفتن رؤیاها ممکنه ترسناک باشه. می‌خوام یه چیزی رو امتحان کنی که بهش میگن دفترچۀ رؤیاها.»
نوآ کمی اخم کرد و گفت: «دفترچۀ رؤیاها؟ یعنی چی؟»
مامان گفت: «این یه راهه که کمکت می‌کنه به رؤیا‌هات فکر کنی و ببینی چطور می‌تونی به واقعیت تبدیلشون کنی؛ یه جورایی مثل نشون دادن کارهایی که می‌خوای تو آینده انجام بدی.» این را گفت و دفترچه را به دستش داد. «می‌تونی دربارۀ همۀ جاهای قشنگ و هیجان‌انگیزی بنویسی که دوست داری موسیقی‌ت تو رو به اونجا ببره.»
نوآ دفترچه را باز کرد. هیجان داشت، اما دلش هم کمی می‌لرزید. «ولی اگه وقتی رؤیا‌هام رو نوشتم، خنده‌دار به نظر بیان چی؟»
مامان لبخند زد و گفت: «اشکالی نداره اگه رؤیا‌هات خنده‌دار به نظر بیان. رؤیاها مهمن. نوشتنشون کمکت می‌کنه بفهمی توی دلت چی می‌گذره. گاهی همین رؤیاهای به‌ظاهر خنده‌دار می‌تونن شروع بهترین ماجراجویی‌ها باشن. پس هیچ‌وقت از رؤیاهای بزرگ نترس.»
نوآ نفس عمیقی کشید، خودکاری برداشت و شروع به نوشتن کرد. صدای خش‌خش قلم روی کاغذ، با ملودی آرام پیانویی که در ذهنش می‌نواخت، یکی شد و اتاق را پر کرد.
او خودش را پشت پیانوی زیبایی تصور کرد که…

دربارۀ نویسنده، ناتاشا موتینیو:

ناتاشا موتینیو نویسنده‌ای پرشور است که تمام توان خود را وقف توانمندسازی نسل آیندۀ رهبران از طریق قدرت قصه‌گویی کرده است. او با تمرکز بر الهام‌بخشی به خوانندگان جوان، خلاقیت را با درس‌های کاربردی زندگی در هم می‌آمیزد تا به کودکان کمک کند بفهمند که پتانسیل‌های آن‌ها بی‌پایان است. آثار او، از جمله کتاب پسر رؤیاپرداز من، بازتابی از تعهد عمیق او به پرورش رؤیاهای پسران جوان است و آن‌ها را تشویق می‌کند تا در ماجراجویی‌های زندگی‌شان، شجاعت و خودباوری را سرلوحۀ کار خود قرار دهند.

ناتاشا موتینیو

فهرست مطالب کتاب:

  • سخن مترجم
  • مقدمۀ نویسنده
  • سفر جادویی نوآ در دنیای رؤیاها
  • ماجراجویی مجازی آدریان
  • هدف‌های بزرگ برای رؤیاپردازهای کوچک
  • ماجرای خاص تریستان
  • جست‌وجوی یک گیمر برای پیروزی
  • سفر تکواندوی آنتونی
  • رؤیای بزرگ آرنولد
  • ماجراجویی در سرزمین دایناسور
  • روز رؤیایی گریسون
  • مسابقۀ ربات‌های میان ستاره‌ها